تاریخ معماری ایران پیش از اسلام- بخش ششم

شوش

داریوش هخامنشی پس از آنکه بر شورشیان مخالف سلطنت پیروز شد و آرامش را دوباره به کشور بازگرداند با توجه به قلمرو وسیع هخامنشی که از نیل تا سند بود، تصمیم گرفت، شوش کهن را که تقریباً در مراکز امپراتوری واقع شده بود، به پایتختی انتخاب کند. بی شک در این انتخاب شکوه و عظمت دیرینه شوش پایتخت فرمانروایان ایلامی مورد نظر بوده است، از سوی دیگر چون پاسارگاد پایتخت کوروش و کمبوجیه بوده است او نخواسته آن شهر را مرکز فرمانروایی خود سازد و از این شوش را به پایتختی خود برگزید. داریوش فرمان داد تا کاخی با شکوه آنچنان که در خور فرمانروایی وی باشد، در شوش بر پا دارند، لذا معماران با توجه به جمیع مسائل، تپه آپادانا را به این منظور انتخاب کردند، کاخ اصلی داریوش بر روی این تپه بنا شد و اقامتگاه درباریان و تأسیسات دولتی بر روی دو تپه «ارک» و «شهر شاهی» ایجاد شد.

کاخ شوش

کاخ شوش

ارگ و شهر شاهی

داریوش کاخ آپادانا را بر روی یک تپه بنا کرد. ولی تأسیسات درباری و مساکن درباریان را بر روی دو تپه دیگر بنیاد نهاد. بر همین اساس دیواری عظیم بر گرداگرد شهر (تپه های سه گانه) ساختند که در فواصل معین در آنها برجهایی نیز تعبیه شده بود. در نقاط مختلف درهای وروردی و خروجی چندی نیز کار گذاشته شده بود. در اصلی در ضلع شرقی و در بخش تپه شهر شاهی ایجاد شده بود. که دارای اطاقهای چندی در اطراف دروازه بوده است.

از آثارشهر شاهی دو کاخ کوچک که یکی روبروی آپادانا و بنام «هدیش» و دیگری «دژ» که در جنوب تپه قرار دارد مورد بررسی و کاوش قرارگرفته اند.

معبد آپادانا در شوش

در چهار کیلومتری شمال شرق شوش بنای کوچکی از دوره هخامنشی کاوش و بررسی شد که آنرا معبد آپادانا نامیده اند این ساختمان بنایی است حدود ۳۰ متر عرض و ۴۵ متر طول دارد و از نقشه ای بسیار زیبا برخوردار است. در جلو یک تالار ستوندار با چهار ستون و در پشت آن تالار دیگری برای اجرای مراسم، در اطراف این تالار اتاقها و راهروهایی نیز ساخته شده است. این بنا احتمالاً در زمان اردشیر دوم ساخته شده باشد. و آندره گدار معتقد است که محل اصلی آتش است. که دیوار آن، آنرا از هر گونه پلیدی یا بی حرمتی می کرده است.

جلو خان سرپوشیده ستون دار آن که در جلو بنا واقع شده با دو محراب محل موعظه و عبادت آتشکده بود و واعظین در بالای پلکان می ایستادند و حضار در حیاط جمع می شده اند. از شوش دوره هخامنشی امروزه چیزی جز ویرانه ای باقی نمانده است که بارها مصالح و اشیاء آن به غارت و یغما رفته است. به هر حال آنچه از معماری با عظمت و شکوهمند کاخهای شوش باقی مانده نشانه نبوغ و ابداع هنرمند ایرانی است که در زایش هنر و معماری ایرانی سهمی ارزنده داشته است.

مجموعه تخت جمشید

این مجموعه ساختمانی در شهر مرودشت و در ۴۵ کیلومتری شهر شیراز واقع شده است. بر کوهی خشن بنام کوه رحمت تکیه داده و مشرف است بر دشت پهناور و حاصلخیزی که اطراف آنرا کوهها حلقه وار گرفته اند.

با توجه به اسناد و مدارک موجود طرح ساختمانی این بنا احتمالاً به دستور داریوش و معمارانش ترتیب داده شد و بی گمان نقشه کلی تخت جمشید از پیش طرح ریزی شده است. سیستم کانال کشی و آبرسانی و مجاری فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد دقیق آنها قبلاً در سنگ کوه کنده شده دلیلی است بر این مدعا. صفه ای گسترده و وسیع به ابعاد ۴۵۷×274 متر که بخشی از کوه را تسطیح نموده و قسمتهای ناصاف آن، هموار، و گودیهای آن پر شده اند. اطراف این صفه را برج و بارویی از تخته سنگهای بزرگ که هم پشت بند صفه است و هم جنبه دفاعی داشته است. بلندی این دیوار به تفاوت از حدود ۱۲ تا ۱۸ متر است.

ابعاد سنگهایی که در این دیوار طویل بکار رفته گاهی به ۱۵ متر و وزن ۳۰ تن می رسد. این سنگها را بدون ملات بر روی هم سوار کرده و با بستهای آهنین به هم پیونده داده اند اتصال سنگها چنان با مهارت انجام گرفته که در پاره ای موارد درز میان آنها دیده نمی شود.بر روی این دیوار سنگی، دیواری دیگر از خشت خام وجود داشته که لااقل قسمتب از آنرا با کاشیهای رنگین (قهوه ای، زرد و سبز آبی) مانند آنچه در شوش به کار رفته،نماسازی کرده بودند.

نحوه دسترسی به صفه یکی از بدیع ترین و جالت توجه ترین قسمت هاست. پلکانی با عظمت و دوجانبه که پهنای  60/6 متر است، به نحوی که در آغاز از هم جدا گشته اند و پس از طی مسافتی دوباره به هم می رسند. این پله ها به جای اینکه از تخت هسنگ های متععد با هم ترکیب شده باشند از یک قطعه سنگ عظیم الجثه، حجاری و ساخته شده اند و حتی گاهی قسمتی از دیوار سنگی را نیز شامل می شده است.

از دیدگاه معماری جدید ممکن است این شیوه کار غیرمنظقی به نظر آید، ولیکن به واقع نمی توان تصور نمود سازندگانی که چنان ستونهای بلند را با سر ستونهای چند تنی شان بر افراشته اند، از مهارت و استادی بی بهره بوده اند. این کار را می توان اینگونه توجیه کرد، نخست آنکه چنین ترکیبی بیشتر از واحدهای جدا از هم به بنا استحکام می بخشید دوم آنکه سازندگان، ساختمان را به عنوان تجمع مکانیکی در نظر نداشته، بلکه آنرا یک واحد حجاری تمام میدانسته اند. این روش که عبارت بود از تراش یکپارچه واحد ساختمانی نه ترکیب عوامل گونان: در احداث قاب درها و پنجره ها نیز بکار رفته است، چه غالباً این عناصر را از سنگی یکپارچه حاری کرده اند. برخی معتقدند که این راه پله بزرگ  شکوهمند با یک سیب تدریجی که مناسب سوارکاران است، به سطح می رسد و بلافاصله به یک عمارت باشکوه که بنایی جز دروازه تمام ملتها نیست منتهی می شود.

 

بخش  شمالی صفه تخت جمشید از دو بخش مستقل تشکیل شده است. قسمت اول شامل «تالارتخت» و دو «دروازه بزرگ» یعنی دروازه خشایارشا و دروازه ناتمام است که واردین را به طرف «تالار تخت» راهنمایی می کندکه در آنجا نمایندگان ملت ها اجتماع می کردند. در اینجا مانند سایر کاخها فراز درگاهها را با گیروئیهایی با شیار مقعر (قاشقی) تزئین می کردند. روی سطح داخلی دو جرز هر مدخل نقش برجسته های شبیه به هم حجاری شده است که هر یکی بنیانگر رویدادی تاریخی است. قسمت دوم به «آپادانا» محدود می شود که مربوط به روابط میان پادشاه و بزرگان کشور، خصوصاً «پارسی ها» و «مادی ها» بوده است.

اگر بخواهیم مجموعه بناهای تخت جمشید را فقط نام ببریم، عبارت خواهند بود از:

  • پلکان بزرگ
  • دروازه بزرگ خشایارشاه معروف به دروازه تمام ملتها
  • راهی که مدعوین از آن می گذشتند
  • پلکان شمالی کاخ آپادانا
  • کاخ آپادانا
  • پلکان شرقی آپادانا
  • کاخ سه دروازه
  • کاخ اختصاصی داریوش
  • کاخ خشایارشاه مربوط ه پذیرایی های رسمی
  • تالار صد ستون و سومین قسمت کاخ خزانه شاهی
  • تالار ۹۹ ستونی (قسمت مرکزی خزانه) تالار تخت موقتی که به دستور دریوش ساخته شد.
  • انبارهای خزانه شاهی
  • نمای جنوبی سکو که به طرف داشت است.

پلکان بزرگ

پلکان بزرگ

این صفه عظیم و باشکوه به صورت سکوهایی مختلف السطوح ایجاد شده استبطوریکه هر ساختمان بر روی سکوی ویژه خود بنا گردیده است، به وسیله پله های جداگانه قابل دسترسی است. فضاهای خالی میان بناها حیاطهایی را تشکیل می داده که هر یک باغچه ای مخصوص به خود داشته است. مشرف بر همه بناهای صفحه تخت جمشید، آپادانای خشایارشاه است. طول هر یک از اضلاع آن از طرف بیرون ۷۵ متر، و هر ضلع اتاق مرکزی آن ۵/۵۸ متر است. با سی و شش ستون سنگی مرتفع باریک که ظرافتی خاص دارند. بدون هیچگونه انحناء و هر چه به طرف بالا می روند از قطر آنها کاسته می شود و بار سقف بنا، بر دوش آنهاست. قطر هر ستون ۱۰/۲ متر و بلندی آن ۱۸ متر بوده است. هر ستون دارای ۴۸ یا ۳۶ شیار قاشقی است. بر فراز ستونها سر ستونهایی نیز به اشکال شیر و جانوران خیالی با بینی عقاب حجاری گردیده، که گویا مورد پسند واقع نشده، ناتمام آنها را کنار گذاشته اند. سر ستونها به بلندی سه متر و به شکل دو گاو پشت به هم داده اند که با رنگهای گوناگون زنده رنگ آمیزی شده بوده اند.

کاخ اختصاصی داریوش که پذیرایی اشخاص در آن صورت می گرفته در ضلع غربی صفه قرار دارد. این بنا نیز دارای ستونهای مرتفع بوده است. روی پله های کاخ نقش خدمتگزارانی دیده می شود که ظروف خوراکی در دست دارند و بره ها را برای کباب کردن می برند. به احتمال فراوان در زمان خشایارشا گنجایش این کاخ اندک بوده است که کاخ دیگری در مجاورت آن ساخته شده است. نقش دیوارهای پلکان کاخ جدید (کاخ سه دروازه) نشان می دهد که برای پذیرایی – آن هم از نوع بزرگ- برپا گردیده است.

یعنی پادشاه در آنجا «بار» می داده و از میهمانان انبوه خود در جشنهای رسمی پذیرایی می کرده است. در آنسوی کاخ داریوش، کاخهای خشایارشا و اردشیر و قصرهای کوجکتر و کم اهمیت و بناهای اداری و... قرار دارند.

دروازه ملل

دروازه ملل (دروازه خشایارشا)  با تندیسهای عظیم گاو بالدار با سر انسان (لاماسوا/اسفنکش)ترکیب یافته که به نوعی نگهبانان این عمارت و مجموعه اند و مانع ورود نیروهای اهریمنی. این بنای با شکوه و منفرد که به شکل یک کوشک است، سنگ نبشته ای از خشایارشا را در بردارد، با این مضمون «این دروازه همه ملتهاست» این اعلامیه بدان معناست که همه ملتها از این جا به سوی قلمرو نیروهای روحانی عبور می کرده اند. بر تردید از میان این منفرد آدمی داخل جهانی پر از شکوه خیره کننده می شده است.

از نظر موقعیت، «این دروازه بزرگ خشایارشاه» روی محور مربوط به «تالار تخت» قرار داشته، نه روی محور آپادانا. این مطلب را کتیبه فوق الذکر و تزئین «تالار تخت» و باز شناختن تشریفات، که بناهای مزبور را به هم ارتباط می دهد، تأیید می کند.

دروازه خشایار شاه

دروازه خشایار شاه

دروازه ملل

دروازه ملل

 

  

سبد خرید خالی است