بررسی معماری دوران صفوی- بخش ششم

کاربرد ارزش های تزیینی هنر اسلامی بر عناصر شهری

در دوره‌ی حکومت صفویه، شاهان صفوی، وعده‌ی حمایت‌های بی‌دریغ از هنر معماری را دادند و وفای به این وعده نه به‌صورت ممتد بلکه به‌طور متناوب، بیش از نیم ‌قرن، صورت گرفت. برای مثال بین سال‌های ۱۵۰۲-۱۵۹۰/۹۹۹-۹۲۷، بناهای چشمگیر کمی ساخته‌ شد. اما بلند پروازی‌های عظیم شاهانه ی شاه عباس، معماری دوران صفویه را از شور و حال خود به درآورد و بدان حس نوینی از سیر و هدایت را بخشید که میدان امام و بناهای مرتبط آن در اصفهان خود به تنهایی نشان دهنده‌ی علاقه و اهمیت معماری در نزد وی می باشد. این علاقه، به درباریان شاه عباس نیز سرایت کرد و آنان هم با برپایی ده‌ها بنا، نمای شهر را در آن زمان تغییر دادند. بدین سان اصفهان برای مدت کوتاهی با شهرهای استانبول و دهلی که پایتخت‌های دیگر کشورهای اسلامی بودند به رقابت پرداخت.

در معماری صفویه برخلاف دوره‌ی اول معماری اسلامی، تزیین مرکز توجه بود نه ساختار. معماران به‌جای نوآوری مستقیم ترجیح می‌دادند تا بخش‌های سازنده‌ی بنا را تذهیب و آراسته نمایند. لذا اشکال سنتی که در این دوره به مقیاس عظیمی به کار می‌رفت، به نهایت کمال خود رسید. از مهم‌ترین ویژگی‌های عمده‌ی تزیینات در دوره‌ی صفوی، میتوان به تبعیت از قاعده‌های تقارن، انعکاس، تکرار و نظم هندسی اشاره کرد که حرکت با زمان و مکان را در وحدتی ادغام می‌کند که تا لایتناهی در فضا بسط می یابد در اکثر بناهای دوره صفویه، چنین نظم هندسی را در کنار تزیینات دیگر به سادگی می توان یافت. نظمی که کثرت و وحدت را در نظام آفرینش و در مجموعه ای ساخته دست انسان با الهام از طبیعت به نمایش می گذارد. معمار سنتی این دوره از طریق صور هندسی، فضا را قبضه می‌کند و با تکرار متقارن نقوش، به‌صورت مسلسل یا مدور، فضای پر تحرکی را خلق می‌کند که هم‌چون یک قطعه موسیقی پر شکوه، تعبیر می‌شود.

نقوش هندسی مسجد حکیم اصفهان را می توان مصداق این هماهنگی و ضرباهنگ یکنواخت صور هندسی قلمداد کرد. از دیگر ویژگی‌های تزیین اسلامی که درباره‌ی معماری صفوی نیز صادق است، ضرورت تغییر شکل یک موتیف به شکل‌های کوچک‌تر، تکرار یا تقسیماتی از آن به انگیزه‌‌ی نشان دادن عمق و حرکت در یک دنیای دو بعدی است که در این‌جا می‌توان گفت با تقسیمات بیشتر سطوح، امکان استفاده از رنگ‌های متفاوت میسر می‌شود. زیرا در معماری این دوران رنگ بسیار مهم است. حتی معماری تیموری نیز که به جهت کاشی‌کاری اش معروف است، دارای چنین افراطی در استفاده از این عنصر نیست.

در معماری مدرسه چهارباغ اصفهان شاهد چنین تنوعی در استفاده از رنگ هستیم. معماری این مدرسه نمونه ای است از تحرک و تعمق که در ساختارهای پویای هندسه به همراه رنگ، نقش آفرینیهای بی نظیری را به وجود آورده است. در بخش‌های بعد با ترکیب و تحلیل دو عنصر نقش و رنگ می‌توان تغییر و تحولات تزیینات صفوی را شناسایی نموده و از نتایج حاصله برای هویت بخشی و ایجاد تحولات بنیادی در عناصر شهری استفاده نمود.

مسجد حکیم اصفهان، یکی از شاهکارهای معماری ایران در دوران اسلامی است. این مسجد دارای چهار ایوان با آجر کاری‌های بسیار متنوع و در حد یکی از بهترین شاهکارهای معماری دوره‌ی صفویه می‌باشد. مسجد حکیم دارای محراب‌های متعدد و متنوع است که هر کدام نسبت به شبستان خود ساخته شده و ایوان‌های مرتفع و شبستان‌های تابستانی و زمستانی و طاق‌نماها با تزیینات بسیار عالی همراه است. این مسجد در حدود هشت هزار متر مربع وسعت دارد و در مرکز شهر اصفهان، در نزدیکی بازارچه‌ی نو و انتهای بازار زرگران واقع شده است. مسجد حکیم اصفهان را حیکم داود ملقب به تقرب‌خان، طبیب شاه عباس دوم بنا نهاده و در سال ۱۶۶۲/۱۰۷۳ ساختمان آن را به پایان رسانیده است. محراب مسجد حکیم بزرگ‌ترین و زیباترین محراب در بین مساجد دیگر است که از تزیینات خاصی برخوردار می‌باشد. معماری، آجرکاری، کاشی‌کاری، گره‌کشی و مخصوصاً خط بنایی این مسجد را می ‌توان از زمره‌ی کارهاُی خوب دوران صفویه دانست.

این مدرسه در اصفهان و در سال ۱۷۰۶/۱۱۱۸ در زمان شاه سلطان حسین ساخته شد. این بنا در محور طولی مسجد شاه و با الهام از طرح مسجد شاه در خیابان چهارباغ اصفهان احداث گردید. سردر مدرسه که به چهار باغ باز می شود ضمن شکوه بسیار خود با کاشی تراش پوشیده شده و جلوخان مدرسه، هشتی دارد با کاشی‌های معرق و پس از آن به صحنی با شکوه می‌رسیم که گرداگرد آن را طاق‌نماهای ایوان‌دار دو طبقه احاطه کرده‌اند. گنبد این مدرسه بسیار خوش‌تراش است و با نگاره‌های اسلیمی آن به رنگ‌های زرد و سیاه با شکوه تمام بر روی زمینه‌ای فیروزه‌ای و درخشان دور می‌زند. روکار متنوع بنا در اغلب قسمت‌ها قابی کوچک است که در رنگ‌های طلایی، سبز و سایه‌های آبی آراسته شده است.

سرامیک‌‌های شیری و فیروزه‌ای بر پس‌زمینه‌ای طلایی که قوس‌ها را دور می‌زند بی‌نهایت زیبا هستند. استفاده از سایه‌های زرد و طلایی قاعدتاً ویژگی هنر معماری، در تزیینات دوران صفویه است. گنبد کاملاً با موزاییک‌ پوشیده شده و در نوک آن یک ستاره‌ی طلایی بزرگ با پرداختی ظریف وجود دارد.

فرهنگ اسلامی و ساخت شهر

در قرن ٧ تا ١١ ه .ق یعنی عنصر پس از حمله مغولان، دوره فروپاشی در شهر و نظام کالبدی و بسته شدن دفتر چهارصد سال ه نهضت علمی  فرهنگی ایران دوره ی اسلامی است . تنها در اواخر تسلط مغولان و در زمان هلاکوخان، غازان خان، گورکانیان به جای شبکه ی شهری کم کم نظام تک شهری و متمرکز به وجود می آید که تبریز نمونه به جا مانده از آن است . در این دوره سبک آذری در هنر و ادبیات و معماری جای خود در « سربداران » را باز می یابد . در قرن ١١ تا ١٣ ه .ق شکل گیری حکومت های خراسان و خاندان شیخ صفی دراردبیل و قره باغ، نشانه هایی از نوعی اتحاد عقیدتی است.

ازآنچه در این دوران بر مفاهیم قبلی شهرسازی اضافه شده، پیدایش مفهوم خیابان است که یا راه به میدان اصلی شهر می برد یا به موازات آن کشیده می شود این مکتب تحقق « آرمان  شهر » دولت صفوی است که « شار » منتج از آن بیانگر استخراج و آمیختگی سیاسی، فرهنگی ، عقیدتی و مفاهیم دیوانی و مذهبی است .

در بیان مقایسه می توان »سبک اصفهان » را با »سبک باروک » اروپا بعد از رنسانس( قرن ١٨ م ) تطبیق کرد، با این تفاوت که سازمان دیوانی دولت و سبک هندی فرهنگی ناشی از آن، با سازمان دولتی و سبک هندی  فرهنگی اروپا در شهرسازی دوره ی رنسانس  که هم عصر صفویه است  هنوز گامی به جلو دارد .

در مکتب اصفهان مجموعه ی زیستی دارای یک میدان یا مرکز ثقل می شود (چیزی که در دوره ی رنسانس و سبک باروک اروپا دیده نمی شود ) و عناصر اصلی حکومتی، دیوانی،مذهبی، اقتصادی و فرهنگی در کنار آن جای می گیرد . در این دوران در هر شهر و روستا، هر کوی و برزن، و محله و ناحیه، میدانگاه کوچک و نه همیشه هندسی احداث می شود. این میدانگاه ها با کارکردهای متنوع، مکان هایی است که کوچه های اصلی وگذرهای عمده بدان می رسند و در اطراف آن گرمابه، مسجد، مدرسه، آب انبار وبازارچه قرار می گیرد که در صورت وجود « مزار » ، این مزار به عنوان یکی از عناصر ،« مزار » بازارچه قرار می گیرد که در صورت وجود اصلی این مکان مرکزی سازماندهی می شود .

اواخر قرن ١١ ه .ق و دوره ی ایلغار افغان، نقطه پایانی است بر حیات شهری به نحوی که شهر ایرانی دوره ی حضیض و شهر اروپایی دوره ی جهش تاریخی خود را آغازمی کند و به سوی ایجاد بستر لازم برای تجلی انقلاب صنعتی گام برمی دارد . در دوره ی قاجار علی رغم تحولات مختلف در جهان و ایران و گرفتار آمدن سازمان اقتصادی ایران، در حیطه ی سازمان اقت صادی جهان، سازمان فضایی کشور به جز تهران دگرگونی های عمده ای نمی یابد . در این دوره سازمان فضایی شهر تفاوت عمده ی با دوران صفوی و مکتب اصفهان ندارد.

سبد خرید خالی است